آرزوی پرواز

 

آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از این سرزمین بی محبت ، میخواهم سفر كنم ، سفر به سوی سرزمین خوشبختی ها و كاش همسفری بود و آن همسفر من تو بودی!
آروزی شنیدن صدای نفسهایت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در كنار هم بودیم تا صدای نفسهای گرمت را احساس كنم ، كاش مرزی نبود بین ما و ای كاش اگر هم مرزی بود آن مرز تو بودی
!
آرزوی آغوش گرمی را دارم كه مرا در آغوش خود بگیرد و در آغوشش با من با صدای آهسته درد دل كند و ای كاش آن آغوش ، آغوش گرم تو بود!


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در سه شنبه 9 تیر 1388 و ساعت 03:22 ب.ظ

 عشق ...

 

عشق گوش دادن نیست بلكه درك كردن است

عشق فراموش كردن نیست بلكه بخشیدن است

عشق دیدن نیست بلكه احساس كردن است

عشق جا زدن و كنار كشیدن نیست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 02:18 ب.ظ

 کجا بودی ...

کجا بــودی وقتی برات شکستـم             یخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودی وقتــی غریبــی و درد            داشت مـن تنها رو دیوونه میـــکـرد

کجــا بودی وقتی کنـار عکســـات            شبا نشستم به هوای چشمـــات

کجا بــودی ببینی مــن میســـوزم            عیــن چشــات سیـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــای مردمـــو شنیـــدم            هــر چــی که باورت نمیشه دیـدم

کنـــایه هــاشونــو به جون خریدم            نبــود ستــاره ام شبـا گریه چیـدم

کجا بودی وقتی اشکــام میریخت           خون جای گریه از چشام میـریخت

کجـــا بودی وقتـــی آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودی وقتی که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 02:07 ب.ظ

 دلم تنگ است

دلم تنگ است

 دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو،

 یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو،

همین یک لحظه باقی است

و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 01:56 ب.ظ

 فقط تا هفت روز سیاه تنت کن .....

خیلی دیر رسیدی ای دوست         هفت تا کفن پوسوندم
پیرهن سیاه تنت کن                     من فقط یه استخونم

ببین چی کردی با این دل              فکر کن فقط یه لحظه

نذار دیگه بیشتر از این تنم تو گور بلرزه

ازت یه خواهشی دارم زیر طابوتم و نگیر

وقتی که رفتم زیر خاک قبر منو بقل نگیر

حالا دیگه راحته راحتی هر کاری که میخوای بکن

منو به کی فروختی مفت                     برو واسه همون بمیر

فقط تا هفت روز سیاه تنت کن

شبای جمعه یادی از ما کن

عشقی که بردی باشه حلالت              عمری که بردی باشه حرومت

فقط بدون روز قیامت جلوی راه تو رو میگیرم

تقاص این عمری که از دست رفته رو ازت میگیرم

مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و خیالم میگفت

تا ابد مال تو بود

تو برو

برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم .


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 8 تیر 1388 و ساعت 01:39 ب.ظ

 رفیق من


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 25 خرداد 1388 و ساعت 02:53 ب.ظ

 برس به أرزوهایت...


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 25 خرداد 1388 و ساعت 02:50 ب.ظ

 کاش...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا...

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم
را پنهان خواهم کرد....


نوشته شده توسط عاشق دل شکسته در دوشنبه 25 خرداد 1388 و ساعت 02:18 ب.ظ
...صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...